بازیگرتنها
هرچی بازیگریت بهتر باشه تنهائیت هم بیشتره
سه‌شنبه 16 اسفند 1390 :: 23:02 ::  نويسنده : bazigarhk       

 

به کودکی گفتند:عشق چیست؟

 

 

 

گفت: بازی

 

 

 

به نوجوانی گفتند:عشق چیست؟

 

 

 

گفت:رفیق بازی

 

 

 

به جوانی گفتند عشق چیست؟

 

 

گفت:پول وثروت

 

 

به پیرمردی گفتند:عشق چیست؟

 

 

گفت:عمر

 

 

 

به عاشقی گفتند عشق چیست؟

 

 

 

چیزی نگفت:آهی کشید ...

 



سه‌شنبه 16 اسفند 1390 :: 22:53 ::  نويسنده : bazigarhk       

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط " است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود


سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است
اصلا وجود ندارد

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه "نادانی" است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه "انتظار" است
همیشه منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه "بخشش" است
سعی خود را بکن

قشنگ ترین کلمه "خوشرویی" است
راز زیبایی در آن نهفته

سازنده ترین کلمه "گذشت" است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه "ما" است
آن را به کار ببر

عمیق ترین کلمه "عشق" است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه "من" است
از آن حذر کن

نا پایدارترین کلمه "خشم" است
آن را در خود فرو بر

بازدارنده ترین کلمه "ترس" است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه "کار" است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه"طمع " است
آن را در خود بکش

سازنده ترین کلمه "صبر" است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه "امید" است
همیشه به آینده امیدوار باش ... !!!

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط " است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود


سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است
اصلا وجود ندارد

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه "نادانی" است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه "انتظار" است
همیشه منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه "بخشش" است
سعی خود را بکن

قشنگ ترین کلمه "خوشرویی" است
راز زیبایی در آن نهفته

سازنده ترین کلمه "گذشت" است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه "ما" است
آن را به کار ببر

عمیق ترین کلمه "عشق" است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه "من" است
از آن حذر کن

نا پایدارترین کلمه "خشم" است
آن را در خود فرو بر

بازدارنده ترین کلمه "ترس" است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه "کار" است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه"طمع " است
آن را در خود بکش

سازنده ترین کلمه "صبر" است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه "امید" است
همیشه به آینده امیدوار باش ... !!!



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 23:39 ::  نويسنده : bazigarhk       

مثل غروب ، یک غروب دلگیر یک غروب نفسگیر دلم گرفته است...

دلم از همه چیز و از همه کس گرفته است.....                    


مثل دیوانه ها ، مثل یک دیوانه تنها و بی کس درد دل های دلم را با دلم در میان میگذارم...  


دلی که خود پر از درد است ، دلی که درون آن پوچ و خالی هست می شنود دردهایش را!    


درد هایش را می شنود تا شاید دوایی را برای آن بیابد...                      


دلم گرفته است مثل لحظه پر پر شدن شاخه ای از یک گل سرخ...

مثل لحظه رفتن مهتاب در پشت ابرهای سیاه ...                    


احساس تنهایی در من بیشتر شده و تنهایی جای خالی دلم را با حضورش پر کرده است...  


دستانم را با دستان سردش گرفته است ، و مرا در آغوش بی مهر خود برده است...   


لحظه ای که دلتنگ می شوم دلم میگیرد و آن لحظه که دلم میگیرد احساس تنهایی میکنم...   


کاش دلتنگ نمی شدم و ای کاش درد تنهایی مرا خرد نمی کرد...            


چه لحظه های غریبی است.... نفسگیر ، بی عاطفه و سرد...      


چشمانی خسته ، دلی شکسته ، ای وای باز این دل به غم نشسته...        

آن زمان بود که دوای درد خود را یافتم....                                     


دوای تمام غم ها ، غصه ها ، و تنهایی ام!                   


یک قطره اشک ، دو قطره اشک ، سه قطره اشک ، گونه ای خیس ، و صدای نفسگیر گریه هایم.  

 
در پایان آرام آرام و خالی خالی شدم از غم ها و غصه ها !         


آری آرام شدم.... خالی شدم.... و بغض دیرنه ام شکسته شد....     


کاش از همان اول می دانستم دوای درد من درون چشمهایم هست.....    



جمعه 12 اسفند 1390 :: 00:19 ::  نويسنده : bazigarhk       

 

عاشق                           عاشق تر
نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@
امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه
فقط خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره از درو دیوارش غم
عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش
حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای
سیاه پوشن ، چراغ خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی ،   دیگه  ساعت رو
طاقچه شده کارش فراموشی  ، شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون نمی
باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که نیستی  توی  این خونه ،  دیگه  آشفته
بازاریست  ،  تموم  گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از
رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت
گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
گفتم که تو می دونی،سرخاک
تو می میرم ، ولی
تا لحظه مردن
نمی گیرم
از دل
 
 


سه‌شنبه 09 اسفند 1390 :: 23:48 ::  نويسنده : bazigarhk       

 

 

خدایا در زندگی هر گز از یاد نمی برم ، گرچه والدینم موهبت تولد در این دنیا را به من عطا كردند. اما تو هستی كه موهبت زندگی جاودانه را به من می بخشی!
خدایا! اگر با من باشی چه كسی می تواند علیه من باشد؟
اگر من با تو باشم چگونه ممكن است كه دشوار ها نصیبم شوند و از میان برداشته نشوند؟
خدایا چنان نزدیكی كه نمی توانم ببینمت
صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ، اما من آن را نمی شنوم .
مرا به اعماق درونم ببر تا شكوه بی پرده جمال تو را بشنوم
مرا بیاموز که پیوسته تو را بجویم و همواره به عنوان یگانه پناه گاهم به تو رو كنم!!!



سه‌شنبه 09 اسفند 1390 :: 23:43 ::  نويسنده : bazigarhk       

 

در جلسه امتحانِ عشق
من مانده‌ام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود!
در این سکوت بغض‌آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می‌کند!
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می‌کشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگه‌ام، کنار آن قطره، یک قلب می‌کشم!
وقت تمام است.
برگه‌ها بالا....



جمعه 05 اسفند 1390 :: 01:12 ::  نويسنده : bazigarhk       

گشاده دست باش ، جاری باش و کمک کن چون رود 

باشفقت و مهربان باش ، چون خورشید

اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان ، چون شب

وقتی عصبانی شدی خاموش باش ، چون مرگ

متواضع باش و کبر نداشته باش ، مانند خاک

بخشش و عفو داشته باش ، چون دریا

اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش مانند آیینه



جمعه 05 اسفند 1390 :: 00:54 ::  نويسنده : bazigarhk       

یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!! میگه نه !! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمدونستم خواهرتو بود ! دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد خوابید ولی خواهرمو نشناخت



سه‌شنبه 02 اسفند 1390 :: 00:20 ::  نويسنده : bazigarhk       

امید

شخصی را به جهنم می بردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت

  عشق
 امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند  
زیبایی
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام

 



سه‌شنبه 02 اسفند 1390 :: 00:15 ::  نويسنده : bazigarhk       

مرد را به عقلش نه به ثروتش

زن را به وفایش نه به جمالش


دوست را به محبتش نه به کلامش

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

مال را به برکتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

درس را به استادش نه به سختیش

دانشمند را به علمش نه به مدرکش


مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش


دل را به پاکیش نه به صاحبش

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش



 
درباره وبلاگ

با سلام وخوش آمد گویی خدمت شما این وبلاگ فقط درباره تنهایی من هستش وشاید مطالب دیگرهم توش پیدابش اما اصلش تنهای راستی اینم شعبه دیگه من حتما سربزنید https://www.instagram.com/bazigarhk/
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران