|
بازیگرتنها
هرچی بازیگریت بهتر باشه تنهائیت هم بیشتره
چهارشنبه 06 اردیبهشت 1391 :: 01:18 :: نويسنده : bazigarhk
سکوت کوچه هاي تار جانم، گريه مي خواهد تمام بند بند استخوانم گريه مي خواهد بيا اي ابر باران زا، ميان شعرهاي من که بغض آشناي آسمان گريه مي خواهد بهاري کن مرا جانا، که من پابند پاييزيم و آهنگ غزلهاي جوانم گريه مي خواهد چنان دق کرده احساسم ميان شعر تنهايي که حتي گريه هاي بي امانم، گريه مي خواهد
جمعه 25 فروردین 1391 :: 21:53 :: نويسنده : bazigarhk
وعشق هدیه ایست جاودانی. ومن چه عاجزانه افق های طلایی نگاهت را باهزار تمنا جستجو میکنم و قصه تنهایی را در آسمان آبی نگاهت درمیان میگذارم. نسیم اشکی که درنگاهت موج میزد,بارانی از عشق بو برای باغ رویاهایم و دلم چه بی قرار برای نگاه عاشقت میتپد. در دل شب های تاریک وجودم به جستجوی روشنایی شمع وجودت میگردم. به آفتاب گردانی می مانم که هر صبح به امید آفتاب وجود تو سراز خواب برمیدارد. وخوب میدانم بی تو گلبرگ های نازک وجودم را باد سرد خزان درهم فرو میریزد وجوانه های ناشگفته امیدم به دور ازتو میخشکند. اما با این اوصاف میدانم,قلبم کوچک تر از آنی است که ظرفیت خوبی های تورا داشته باشد. اما درسکوت پر از فریاد خودم میگریم و میگویم:باهمین قلب کوچکم به وسعت تمام خوبی ها وسادگی هایت دوستت دارم
پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: 00:09 :: نويسنده : bazigarhk
آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم سرد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزد گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب سوختم پیش مه رویان وبیجا سوختم سوختم از آتش دل در میان موج اشک شور بختی بین که در آغوش دریا سوختم شمع و گل هم هرکدام ازشعله ای در آتشند در میان پاکبازان,من نه تنها سوختم جان پاگ من"رهی"خورشید عالم تا بود رفتم و از ماتم خود عالمی راسوختم.
باز باران گونه ام را تازه کرد اشک وخون در سینه ام شیرازه کرد دیده ام تر شد,نگاهم سرد شد عاطفه از دست هایم فرد شد غم به اعماق وجودم راه یافت بر وجودم تار و پود آه بافت ای نگاهت گرم چون اوای رود چشم هایت نغمه نغز سرود آنچنان یادت درونم موج زد کز دلم اندوه سر تا اوج زد آه ای خورشید رنگین غروب ازنگاهم روح باران را بروب کاش خورشیدی بجوشد در نفس تا نبینم اشک و آه هیچکس. یکشنبه 20 فروردین 1391 :: 00:27 :: نويسنده : bazigarhk
هرنفس آوازعشق میرسد از چپ وراست ما به فلک میرویم , عزم تماشا که راست! ما به فلک بودایم,یارملک بوده ایم بازهمانجا رویم جمله که ان شهر ماست خود ز فلک برتریم,وز ملک افزون تریم زین دو چرا نگذریم؟منزل ما کبریاست بخت جوان یار ما,دادن جان کار ما قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست ازمه او مه شگفت,دیدن اوبرنتافت ماه چنان بخت یافت,اوکه کمینه گداست بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست شعشعهی این خیال زان رخ چون"والضحی"ست خلق چومرغابیان زاده زدریای جان کی کند این جا مقاممرغ کز آن بحر خواست؟ آمد موج الست,کشتی قالب ببست باز چوکشتی شکست نوبت وصل و لقاست مولوی یکشنبه 28 اسفند 1390 :: 00:19 :: نويسنده : bazigarhk
توی پس کوچه ی چشمات دل من گم شده باز فرق پیر دختر با پیر پسر: اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه ! . . . اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه : مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره ! . . . اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره ! . . . اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن : گروه اول دخترائی هستند که پسرا رو بدبخت میکنن! گروه دوم دخترایی هستند که اشک پسرا رو در میارن! گروه سوم دخترائی هستند که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم دخترائی هستند که کاری میکنن پسرا روزی ۱۸ بارآرزوی مرگ کنن! گروه ۵ دخترائی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن !!! . . . اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com فرهنگ لغات زنان : ۱٫ آره یعنی نه ۲٫ نه یعنی آره ۳٫ ما با ید با هم حرف بزنیم یعنی بشین فقط گوش کن ۴٫ هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه ۵٫ چقد منو دوست داری ؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم ۶٫ دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی !!! . . . اس ام اس طنز ، طنز دخترانه ، پیامک دخترانه ، radsms.com زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند !
![]() ![]() سهشنبه 16 اسفند 1390 :: 23:02 :: نويسنده : bazigarhk
به کودکی گفتند:عشق چیست؟
گفت: بازی
به نوجوانی گفتند:عشق چیست؟
گفت:رفیق بازی
به جوانی گفتند عشق چیست؟
گفت:پول وثروت
به پیرمردی گفتند:عشق چیست؟
گفت:عمر
به عاشقی گفتند عشق چیست؟
چیزی نگفت:آهی کشید ...
|
درباره وبلاگ با سلام وخوش آمد گویی خدمت شما این وبلاگ فقط درباره تنهایی من هستش وشاید مطالب دیگرهم توش پیدابش اما اصلش تنهای راستی اینم شعبه دیگه من حتما سربزنید https://www.instagram.com/bazigarhk/ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||||||
|
|
||||||||||