بازیگرتنها
هرچی بازیگریت بهتر باشه تنهائیت هم بیشتره
جمعه 21 مهر 1391 :: 13:40 ::  نويسنده : bazigarhk       
چاقو بوی خون شنید

واز روی پیشخوان افتاد

پوست پیازها را کند

واشک غوره ها را درآورد

کاردهای جانی

گوجه های زخمی را سر بریدند

رنده دنده هایش را تیز کرد

وگوشت سیب زمینی ها را ریخت

قارچ های سرباز

سپر بلای اسپاگتی های پناهنده شدند

ماهی های کنسرو شده

در تابوتهایشان به تصرف در آمدند

ودر دیس های سلطنتی

با آرایش نظامی یکدست ایستادند

دستم برید

وخون انگشتم با آبغوره ها آمیخت

صلحی در کار نیست

میهمانان عزیز بفرمایید!

سالاد فصل آماده است.




 
درباره وبلاگ

با سلام وخوش آمد گویی خدمت شما این وبلاگ فقط درباره تنهایی من هستش وشاید مطالب دیگرهم توش پیدابش اما اصلش تنهای راستی اینم شعبه دیگه من حتما سربزنید https://www.instagram.com/bazigarhk/
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران